Mail me:
mkargar[at]revagh[dot]com
PM me(By Yahoo! Messenger):
mmkargar
P.O.Box: 16485-186 TEHRAN-IR
حقوق نوشتههای این وبلاگ و تمامی دامنههای آن متعلّق به محمّدمهدی کارگر است
mkargar.id.ir
revagh.com
revagh.ir
Powered By:
Movable Type 3.2
به نام خدا
سلام
به جشن من خوش آمدید ! جشن تولد من پیرمرد 22 ساله ! به هر حال خوش آمدید . آقایونی که از راه دور اومدن خوش اومدن . خانومهایی که از راههای خیلی دورتر اومدن خوش اومدن . اونایی که با جورابای پاره اومدن خوش اومدن . اونایی که با کفشای لنگه به لنگه اومدن خوش اومدن …. ! ببخشید یک لحظه یاد فیلم " عروسی خوبان " محسن مخملباف افتادم و مونولوگ بازیگر نقش اول فیلم در مراسم عروسی که به جماعت خوش آمد می گفت . به هر حال … خدا را شکر می کنم که یک سال دیگر به من توفیق زندگی داد تا از همه زیبایی هایی که آفریده لذت برم و یک سال بیشتر شکرش کنم و عبادت که جز این نبوده راز خلقتم . اعتراف می کنم آنگونه که باید شکرگزارش نبودم و آن گونه که شاید بندگی اش نکردم . اما او با تمام بزرگی و جلال و عظمت و شکوهش من بی مقدار کمتر از ذره را به شیوه های مختلف نواخت و لیاقت داد تا زندگی کنم و قوت داد تا عبادتش کنم . به من دیده ای بخشید در نهایت دقت و ظرافت که او را در زیبایی ها ببینم و گوش هایی داد تا آواز سروشش را بشنوم ، و بویایی ام بخشید تا به هر گل که رسیدم بوی او را استشمام کنم ، و زبانی داد تا همیشه گویای ذکرش باشد ، و دستانی داد تا وسیله ای باشد برای خدمت به خلق . و نیرویی به این دستان بخشید تا یاریم کنند در بهره گیری از هنر بزرگان عارف و هنرمند خوشنویس ایرانی و تلمذ و شاگردی این کمترین در محضر میراثداران میرزا غلامرضا اصفهانی و میر عماد و کلهر و متقدمین و متاخرین این هنر شریف . از میان بهترین پدر و مادرهای دنیا ، دو مروارید ارزشمند و گرانبها به من عنایت فرمود . بهترین انسانها را در سر راه من قرار داد تا در مراحل مختلف رشد و بالندگی ام از هر یک به قدر توان خودم بهره ای ببرم و معارفی کسب کنم . بهترین دوستان را به من عطا کرد ، و هزاران هزار موهبت و نعمت دیگر که توان ندارم تک تک بشمارشان که در توان من بنده ضعیف بی مقدار نیست .
فردا بیست و دومین روز از خردادماه ، سالروز تولد من است و من وارد بیست و دومین سال از زندگی خود می شوم . آرزوی بزرگی ندارم جز سلامتی خودم ، پدر و مادر گرامیم و برادر و خواهر عزیزم . و نیز سلامتی دوستان گرانقدرم و آنان که دوستشان دارم و دوستم دارند ! البته چندتایی آرزوی ریز و درشت هم هست که خوب ... ! درست می شود .
ببخشید که امکانات پذیرایی نیست و اینجا نمی توانم با کیک و شربت و میوه از شما پذیرایی کنم . البته که این چیزها از ما پیرمردها گذشته ! دندان کیک خوری مان کجاست ؟! اما شاید تا چند سال دیگر بشود روی نت هم کیک میل کرد . از کجا معلوم ! با این سرعت پیشرفت علوم و تکنولوژی هیچ چیز نشدنی نیست ! شاید تا قبل از آنکه ملک الموت به قبض روحم مراجعه کند ، کیکی هم با یکدیگر بر روی نت خوردیم !
و اما بعد ... . از امروز با اجازه حضرات کرکره ها واقعا تا بعد از ظهر چهارشنبه یازدهم تیرماه پایین کشیده می شود و وبلاگ نویسی ما از حالت نیمه تعطیل به حالت تعطیل کامل در خواهد آمد . تا ببینم این ترم در جدال سرسختانه با استادان قدرقدرت دانشکده از جمله مهندس جاوید برای درسهای ارزیابی کار و زمان و طرحریزی واحدهای صنعتی و دکتر ابراهیم نژاد برای درس تحقیق در عملیات ، چند مرده حلاجم ! آیا در این رقابت نمره گرفتن و نمره ندادن می توانم بر این دو استاد نام آشنا و بی رقیب دانشکده فنی غلبه کنم ؟! بله .... . البته من به وبلاگ سر می زنم و پیامهای محبت آمیز شما را خوانده و احیانا پاسخ خواهم داد . لیکن آنقدر وقت نخواهم داشت تا مطلب جدیدی بنویسم .
پس انشاالله تا بعد ازظهر چهارشنبه 11 تیرماه .
( اگر ممکنه به من در خاموش کردن این بیست و یک شمع بالا کمک کنید . نمی دونم چرا هر کاری می کنم خاموش نمی شن ! ضمنا به یه سری از عکس های گلچین من هم در پایین توجه کنید ! )
بيست و دوم خرداد ۱۳۶۱ - من ، تهران ، بیمارستان مدائن
من در دو سالگی
جشن تولد پنج سالگی
همراه با دوستانم در مهد کودک شکوفه های انقلاب ، بهمن 1366
در همین سن وسال
با دوستان هنرمندم در محضر استاد ، انجمن خوشنویسان تهران
مقاله اي در رابطه با شناخت هنر؛
هنر ، بازتاب زيبايي هاست . و هنرمند به سان آينه انوار حقيقي هنر را منعكس مي كند . بنا بر اين هنرمند خود خالق هنر نيست . بلكه وامدار هنر حقيقي هنرمند واقعي است . اگر اثري مي آفريند در حقيقت آن را از منشايي ، به نسبت صفاي ضمير و پاكي آينه دروني ، اقتباس كرده است . منشا هنر متعالي ذاتي است كه جمال و زيبايي مطلق است . چه اگر نباشد حسن و زيبايي و تلميح از او صادر نمي شود . مصدر هنر ذاتي است كه خلاق و مبدع است . چه اگر نباشد پس چگونه زيبايي خلق كند ؟ مصدر هنر وجودي است كه ازلي و ابدي است . چه اگر نباشد براي هنر نيز شروع و پاياني بايد متصور بود ، حال آنكه چنين نيست . بنابر اين مي توان نتيجه گرفت كه اصل ، مبدا و سرچشمه هنر وجود خداي باري تعالي است كه به ميزان استعداد و گنجايش و صفاي باطن انسان در بازتاباندن انوار شاهد حقيقي ، از شعاع نوراني خود بهره مي دهد . هنر آفريدن و خلق كردن است . آفرينش هنر است . هنري كه مبدع آن خداي ازلي و ابدي است . آفرينش جهان ، حيات و انسان هنر حقيقي و اصيل است.
از اين گفته مي توان بر داشت كرد كه هنرمند نيز بايد لياقت ، ظرفيت و كمال آن را پيدا كند تا بتواند جلوه هاي جمال و جلال الهي را منعكس و بازتاب نمايد . بدين منظور هنرمند بايد در تصفيه جان و روح وتن خود از پليدي ها بكوشد و غبار كبر و نخوت و غرور را از زندگي خويش بزدايد و زنگار پستي و پليدي را از آينه جان خود كه ابزار بازتاب جمال شاهد حقيقي است ، پاك كند . براي نمونه امام علي در شرايطي كه يك هنرمند خوشنويس بايد كسب كند چنين مي فرمايند:
" خط در تعليم استاد گنجانده شده و ثبات و پايداري و قوام آن به زياد مشق كردن و حفظ مفردات و آموختن تركيب مركبات است و نيز به ترك بازداشتني ها و منهيات . و زيبايي آن به حسن نيت و صفاي باطن و محافظت نماز و روزه است ."
بنا براين نفسي مي تواند لياقت اين موهبت الهي را پيدا كند كه از هر حيث جنبه رحماني و الهي پيدا كند.
اما آيا هنر فقط به چند هنري كه اصطلاحا آن ها را نقاشي و خطاطي و تذهيب و ... مي خوانيم ، مختصر مي شود ؟ در پاسخ بايد گفت اگر چه هر كدام از اين اجزا به نوعي جلوه و جمالي از هنر محسوب مي شوند اما هنر فقط به اين چند نمونه خلاصه نمي شود . بلكه هر آنچه كه به جهت صفاي باطن و خلوص نيت از انسان صادر شود و نشاندهنده جلوه و بعد رحماني او باشد هنر است . حال مي خواهد در رفتار انسان در كوچه و بازار نمود پيدا كند يا بر روي بوم و پارچه و كاغذ . بدين معنا يك مكتشف و يك مخترع نيز يك هنرمند به حساب مي آيند . از اين لحاظ كه اگر مثلا مكتشفي راه علاج يك بيماري را يافت به جهت اينكه شفا در آن راه يا آن ماده از خداي متعال مي باشد و مكتشف وسيله اي براي به ظهور رساندن شفا است ، بنابراين هنرمند تلقي مي گردد . پس مي توان نتيجه گرفت همه انسانها خواه نا خواه هنرمند محسوب مي شوند . زيرا لااقل خود يك جلوه از جلال و جمال آفرينش خداي خالق قهار هستند .
محمد مهدی کارگر ایرانی
3/1/1381

سلام
ديروز سالروز وفات پیرمرد بود . چیزی ننوشتم نه این که نخواهم . که اگر می نوشتم و فقط دیروز می نوشتم جفا بود در حق پیرمرد ! در حق دریا ! در حق اقیانوس و در حق کهکشان ! دریای فروتنی ، اقیانوس عظمت و بزرگی و کهکشان خدمتگزاری ! مردی بزرگ که همواره خود را خدمتگزار مردم خواند و نه چیز دیگر !
فردا و فردا ها بیشتر از او خواهم گفت و خواهم شنید . که خدا توفیق داد چند روزی در زندگی اش تامل و مطالعه کنم .
عاش سعیدا و مات سعیدا !
اثری نفيس از استاد بزرگوارم اکبر ساعتچی ؛
