Mail me:
mkargar[at]revagh[dot]com
PM me(By Yahoo! Messenger):
mmkargar
P.O.Box: 16485-186 TEHRAN-IR
حقوق نوشتههای این وبلاگ و تمامی دامنههای آن متعلّق به محمّدمهدی کارگر است
mkargar.id.ir
revagh.com
revagh.ir
Powered By:
Movable Type 3.2
ثانیه هایم ، دقایقم را می بلعند . دقیقه ها ساعت ها را و ساعت ها روزها را و روزها سال ها را ! اما به سر نمی رسد این اضطراب . صبر ، صبر و باز هم صبر ! اندوه و اضطراب ! و باز هم صبر . " صبر " می گویند گیاه برگ تلخی است . به گمانم در کتاب ادبیات دبیرستان خواندم . اما همان ها می گویند که میوه ی شیرینی دارد . تازه یادم افتاده که خیلی وقت است ، چیز شیرین نخورده ام . شاید ذائقه ام خراب شده . نمی دانم . هیچ کس به من شیرینی تعارف نمی کند . همه ی قنادی ها را در محله ی ما بسته اند . فلفل می فروشند و ترشی . خروس قندی هم که دیگر عمرش سر آمده . آب نبات چوبی هم دیگر نمی سازند . زنبورها هم که کاربارشان کساد است . آنقدر گلها را چیده اند که دیگر گلی نمانده تا زنبوری از آن شهد بگیرد . عسل دیگر نمی توان یافت . پس من با چه کامم را شیرین کنم ؟ اَخ ... . کامم تلخ شده . شیرینی می خواهم . یک حبه قند هم باشد کافی است . کجا بروم . محله ای را می شناسید که آنجا شیرینی داشته باشند ؟ محض رضای خدا ، در خانه شیرینی ندارید ؟ مردم از تلخی این صبر ... .
24/3/1383
... هنر که روز به روز به انحصار و محدودیت بیشتری می گراید ، برای عده ی روز افزونی از مردم ، بیش از پیش نامفهوم می شود ؛ در این حرکت و پیشرفتی که هنر به سوی نامفهومی و ابهام دائم التزاید دارد ، من ـ با هنری که بدان خو گرفته ام ـ در یکی از مراحل آن قرار دارم . اکنون هنر به نقطه ای رسیده است که فقط جمع بسیار معدودی از " برگزیدگان " آن را می فهمند و از شماره ی این " برگزیدگان " نیز روز به روز کاسته می شود .
همین که هنر طبقات عالیه ، خود را از هنر عامه کنار کشید ، این عقیده پیدا شد که هنر ، در حالی که هنر است ، ممکن است برای توده ها نامفهوم باشد . در همان وقت که چنین پنداری پذیرفته شد ، ناگزیر می بایستی قبول می کردند که هنر ممکن است فقط برای عده ی معدودی از " برگزیدگان " و دست آخر ، برای دو یا یک نفر ، مثلا یکی از بهترین دوستان انسان ، یا خود وی ، مفهوم باشد . و این درست همان چیزی است که هنرمندان نو می گویند : " اثر را خود می آفرینم و خود آن را می فهمم ، اگر کسی آن را نمی فهمد ، بدا به حال او . "
این ادعا که هنر ، ممکن است هنری خوب باشد و همانگاه برای اکثریت بزرگ مردم ، نامفهوم باشد ، تا آن حد نادرست و نتایجش برای هنر تا آن اندازه زیانمند است و در عین حال چنان رواج یافته است و بینش ما را بدانسان تباه ساخته است که توضیح تمامی تناقض آن ، آن چنان که شاید و باید امکان پذیر است .
سخنی آشناتر از این نیست که می شنویم در باره ی آثار " هنری " می گویند : " بسیار خوب است ، ولی فهمیدن آن ها مشکل است " ، به چنین ادعایی خو گرفته ایم ، ولی اگر بگوییم یک اثر هنری خوب است ، اما قابل درک نیست ، مثل این است که درباره ی غذای بخصوصی بگوییم : بسیار خوب است ، ولی مردم نمی توانند آن را بخورند . ممکن است ، مردم از پنیر فاسد و کبک متعفن و اغذیه ای از این قبیل که " خوراک شناسان " معیوب الذائقه بدان ارزش می نهند ، متنفر باشند ، لیکن نان و میوه ی خوب آنگاه " خوب " است که مردم آن را بپسندند . این موضوع در مورد هنر نیز مصداق دارد : هنر فاسد ممکن است برای عده ای قابل فهم باشد ، ولی هنر خوب ، همیشه برای همه ی مردم قابل درک است .
بخشی از فصل دهم رساله ی " هنر چیست ؟ " نوشته ی لئون تولستوی
همایون فرزند محمدرضای شجریان ، استاد بی همتا و بی بدیل آواز ایران است . هرچند قرار گرفتن زیر سایه ی استادی پدر برای همایون ، چندان سهل و راحت نیست ، اما به هر حال همایون نیز راه پدر را پیش گرفته است . اولین بار که صدای جوان ولی آشنایی را در آلبوم زمستان است و به همراه صدای استاد شجریان شنیدم دانستم که از بر مهارت و استادی این پدر ، فرزند نیز دارد سر برون می آورد . همایون از کودکی تحت تعلیم پدر قرار گرفته ، زیر و بم صدایش ، حتی در دوران بلوغ ، به کمک پدر شکل گرفته ، ردیف ها و گوشه ها و پرده ها و نغمه ها را آموخته و به پایین و بالای صدا آشناست . همایون پس از " زمستان است " در اجراهای " بی تو به سر نمی شود " و " فریاد " علاوه بر آن که در نواختن تنبک ، گروه اجرایی پدر را یاری کرد ، باز هم به هم آوایی با پدر پرداخت . تا این که سی و یک اردیبهشت ماه هشتاد و دو ، در سال روز تولدش ، نخستین اثر خود به نام " نسیم وصل " را روانه ی محضر شنوندگان و دوستداران موسیقی ایرانی کرد . " نسیم وصل " مژده ی شجریانی جوان می دهد که اگر چه راهی دشوار و طولانی دارد تا به مرتبه و جایگاه پدر رسد ، اما قصد دارد که روزگاری بر قله ی آواز ایران بایستد . پس از یک سال از انتشار آلبوم " نسیم وصل " ، این بار همایون ، باز هم در سالروز تولدش ، آلبوم " ناشکیبا " را منتشر کرد . هر چند " ناشکیبا " در حد و اندازه ی " نسیم وصل " نیست ، لکن بسیار شنیدنی و قابل تامل است .
تصنیف " هوای گریه " را در " نسیم وصل " بسیار دوست دارم ! شعری زیبا از سیمین بهبهانی با صدای همایون که به دل می نشیند . در " ناشکیبا " نیز ، تصنیف " چه دانستم " بسیار زیبا و دل انگیز است ! خوانندگان جوانی چون همایون ، علیرضا قربانی و سالار عقیلی ، دارند می آیند ، تا آینده ی آواز ایران ، همچنان چون گذشته ی خود ، پر افتخار و شایسته باقی بماند !
مطلبی که در پایین خواهید خواند ، مصاحبه ای است با همایون شجریان ، که چند روز پیش در روزنامه ی همشهری به چاپ رسید .
20/3/1383
گفت وگو با همایون شجریان
شكست شكیب
علیرضا پورامید
ادامه راه پدران توسط پسران و اسلاف به وسیله اخلاف، منطقی ترین روند تاریخی - اجتماعی در تمامی سطوح محسوب می شود. خانواده هنر و قبیله موسیقی نیز از این قاعده مستثنی نیست. نگاهی به اهالی موسیقی معاصر نشان می دهد كه این استمرار فرهنگی - هنری گرچه با تغییرات كم و بیش در شكل و قالب اما با تأثیرپذیری اصلی در عمق و محتوااز عنصر وراثت، همچنان پر رنگ جلوه می نماید. نكته مورد نظر، تغییرات فكری و اجرایی (بیشتر در سطح) نسل جدید نسبت به نسل یا نسلهای قبل است كه بدون تغییر ساختاری- بنیادی و یا حتی هنری و خلاقانه و... ،اغلب به صورت چرخش در نوع و روش و حتی به گونه ای عصیانی و سركش نما (در موارد افراطی) تفاوت نسلهای هنری را بر ما می نمایاند و این گونه می شود كه: خاندان محترم فراهانی و باقرخان رامشگر پس از سه نسل به گستره ای تبدیل می شوند كه در یك سر طیف برادران ظهیر الدینی هستند و در سر دیگر طیف جمشید شیبانی خواهرزاده استاد عبادی و... حسین سنجری را در روشی نو حشمت سنجری ادامه می دهد تا فرشاد و یا حسین ناصحی را فریدون و حسن كامكار را هوشنگ و شگفت اینكه در اغلب موارد تقدم فضل بر قرار است.
به جز انگور كه شد مفتخر از حرمت می
دیگران را همه فخر و شرف از اجدادست
این تفاوت نگرش به شكلی عمیق تر و وسیع تر در امروز رخ می نمایاند و نگاهی گذرا بر پسران امروز حیطه موسیقی كه در دامان پدران موسیقیدان رشد كرده اند به روشنی ادعای نگارنده را تأیید می نماید تفاوتهایی وجود دارد كه بعضاً به تضاد و تعارض كشیده می شود و ریشه در علل و عواملی چون دگرگونی های اجتماعی، تغییر در معیارها و مدارهای هنری، تنوع و تكثر و تجدد و... دارد. اما دو عامل مؤثر یكی وجود عنصر ارزشمندی به نام مادر است و دیگری كه شاید مهمترین عامل باشد میزان دانش و تسلط و ژرفای هنری پدر است و هرچه وجه هنرمندی پدر در نزد فرزند دارای عمق و اعتلا بوده و پسر اعتقاد به هنرمندی پدر داشته باشد وفاداری او به راه و روش پدر (كه قطعاً اولین معلم اوست) بیشتر است. صد البته دامنه بحث گسترده تر و محتاج نگرشی وسیع تر است اما در بین ادامه دهندگان اندك راه و رشته پدر، همایون شجریان بنا به دلایلی پنهان و آشكار، از توجه و جلوه ای خاص برخوردار است او كه تحصیل علمی و آكادمیك موسیقی را در هنرستان موسیقی و تعلیم عاطفی و رازناك موسیقی معرفتی را نزد پدر آموخته، راهی را برگزیده كه به جهت اصالتهایش، نگاهها و سنگها در آن تیزتر و نقادترند و البته كه برای علاقه مندان هنر اصیل و موسیقی شریف ایران موجب خوشحالیست .قبل از انتشار ناشكیبا با او كه مسافر بود به گفتگو نشستیم و در نتیجه سخن در بستری شتابزده گردش نمود كه به نظرتان می رسد.
* آقای همایون شجریان كمی از شكل گیری و شروع تولید «ناشكیبا» برای علاقه مندان توضیح دهید؟
- در یكی از دیدارهای دوستانه ای كه با آقای اردشیر كامكار داشته ام، ایشان صحبت از گروه جوانی كه گردآورده و آنان را سرپرستی می كند به میان آوردند و خواستند كه من نیز تمرینات گروه را ببینم و اجرای قطعات را بشنوم و در صورت تمایل با ایشان همكاری نمایم. فرصتی دست داد و چند قطعه را شنیدم.گروه جوان بسیار پرشور و با احساس قطعات را اجرا می كردند كه این نیز بر جذابیت كار می افزود و كلیت آثار مورد پسندم واقع شد. تنها مورد یكی از تصانیف بود كه لازم بود برای آن شعری انتخاب شود كه آقای كامكار این كار را به من سپرد تا با انتخاب شعری مناسب برای اجرا آماده شود واین كار چند ماه به درازا كشید تا اینكه شعر تصنیف «می عشق» و آوازها را انتخاب كردم یك تصنیف شور نیز به نام «پنهان چو دل» از سال ۱۳۷۳ داشتم كه در روزگار فراق و متأثر از موسیقی خراسان در ذهنم شكل گرفته بود و جالب اینكه با این مجموعه هماهنگ بود و وقتی آقای كامكار آن را شنید، تأیید نمود و پذیرفت كه تنظیم آن را بر عهده گیرد تا آن را نیز به مجموعه اضافه كنیم.
* با توجه به اینكه آقای اردشیر كامكار معلم و استاد شما در ساز كمانچه بوده اند این همكاری تا چه میزان تحت تأثیر وجه استادی ایشان بوده است؟
- آقای اردشیر كامكار و دیگر هنرمندان عزیز و گرانقدر كه پیشكسوت من هستند، همگی بسیار قابل احترام و صاحب كرامتند اما در اجرا و ارائه آثار هنری نه ایشان و نه بنده ملاحظات غیرهنری و یا دوستانه را لحاظ نخواهیم كرد گرچه دوستی ها و ارتباط عاطفی بین هنرمندان در عمق بخشیدن به كار از نظر حس و تأثیر نقش بسیاری دارد.
* برای تولید آثار آیا برنامه ریزی زمانی خاصی را دنبال می كنید مثلاً سالی یك نوار یا...؟
- نهایتاً سالی دو نوار می تواند مطلوب باشد اما می بایست كه وسواس و دقت در كار حتماً لحاظ شود تا از منظر زیباشناسانه و اصالتهای هنری، معیارهای لازم را دارا باشد و در غیر این صورت صبر كردن را ترجیح می دهم.
* آیا دلبستگی ها و تفاوتهایی (بیش و كم) به لحاظ احساسی بین نسیم وصل و ناشكیبا برایتان وجود دارد؟
- هر اثری در بستر تاریخی و شرایط زمانی و تبعات احساسی خاص خود جاریست و این دو اثر نیز صرف نظر از مورد مزبور كه در دو فضا و در حال و هوایی متفاوت قرار دارند اما هر دو برایم دوست داشتنی به لحاظ احساس و ارزشمند از جنبه فنی هستند.
* اجرای گروه و تكنوازیها را چگونه ارزیابی می كنید؟
- اجرای نوازندگی گروه قدرتمند و پرشور و در حدی بسیار مطلوب و ارزنده قرار دارد و همچنین كارهای اردشیر كامكار (آهنگساز این مجموعه) كه نه تنها در این اثر كمانچه نواخته و جواب آواز داده است بلكه چندین ساز كوبه ای را نیز به نیكویی می نوازد و بسیار چشم گیر و گوش نوازست .اردوان هم در جواب آواز ناشكیبا بسیار دقیق و چالاك و زیبا با ریزهای پرونوانس عالی جواب داده است و هر بار كه گوش می كنم لذتی دو چندان می برم به ویژه اینكه در اجرای آواز ناشكیبا بیشتر به حس آواز توجه داشتم تا رعایت پیچیدگی های ملودیك و یا تحریری، و سنتور نیز به خوبی با ریتم و حس و حال آواز هماهنگ شده است.
* همكاران و دوستان سهیم در این اثر (گرچه در جلد نوار معرفی می شوند) را چنانچه شایسته می دانید معرفی بهتری نمایید؟
- وقتی كارها به مرحله ضبط رسید در استودیوی آقای اردوان كامكار كار ضبط آغاز گشت و كلیه كارها با نظارت آقای اردشیر كامكار انجام گرفت و به غیر از صدای خواننده در دو قطعه «می عشق» و «پنهان چو دل» و میكس آن بر روی اركستر كه نزد آقای ریموند موسسیان شكل یافت، تمامی كارها نزد آقای اردوان كامكار ضبط و میكس گردید و از این عزیزان تشكر می نمایم. چیدن قطعات، تنظیم لول ها و پالایش و مسترگیری هم نزد دوست عزیزم ریموند به انجام رسید و سپس اسم گذاری كاست و قطعاتش و كسب مجوز و طرح تكثیر و ارائه و عرضه به علاقه مندان كه برای اول خرداد ۸۳ برنامه ریزی شد. عكس روی جلد را پدرم از من در آمریكا گرفته اند و طرح را خواهرم مژگان شجریان آماده كرد و زحمت امور چاپ را مثل همیشه آقای مهندس رفیعی پذیرفتند و عكس داخل جلدهای اردشیر كامكار را سركار خانم ماهور موسائیان از ایشان گرفته اند و باید اضافه كنم كه CD این اثر شامل ۸ بخش به شرح زیر است:۱) تصنیف چه دانستم از اردشیر با شعر مولانا، ۲) ساز و آواز ناشكیبا در شور با همنوازی اردوان و غزل سعدی، ۳) تصنیف «می عشق» از اردشیر كامكار و غزل حافظ، ۴) قطعه بی كلام هامون از اردشیر، ۵) آواز «زهر شیرین» با شعر فریدون مشیری، ۶) ساز و آواز دشتی «داغ دوستی» با كمانچه اردشیر و غزل سعدی، ۷) تصنیف پنهان چو دل با غزل مولانا (ملهم از موسیقی خراسان)، ۸) رنگ «رقص چوب» از اردشیر كه البته در نوار و به دلیل محدودیت زمانی در دو طرف B و A، رنگ رقص چوب حذف گردیده است.
* نظر استاد شجریان، از منظر یك خبره آواز و استاد نه از دیدگاه یك پدر، در مورد این كار چه بود؟
- فكر می كنم كه از خود ایشان نیز سؤال كنید بهتر باشد. اما به خاطر اینكه پرسش شما بی پاسخ نماند باید بگویم كه این كار را پس از اتمام مرحله نهایی خدمت پدر بردم و ایشان پس از شنیدن اظهار رضایت نمودند و مرا مثل همیشه تشویق و راهنمایی نمودند.
* با توجه به مسافر بودن شما، این گفتگو لحنی شتابزده گرفت و بسیاری از سؤالها كه شاید اساسی تر می نمود مجال طرح نیافتند اما باز هم از شما سپاسگزارم چنانچه موردی را برای بیان و اظهار، مصلحت می بینید بفرمایید؟
- از شما نیز سپاسگزاری می كنم و از تمامی دوستان و هنرمندان عزیزی كه مرا یاری نمودند تشكر می نمایم.
آمد
با جامه ای سپید
از سوی آفتاب
آمد
در هاله ای ز نور
مهشید و ماهتاب
...
17/3/1383
18:30
این هم گل پسری به نام " علی " که خداوند در نهایت سلامت ( ماشاء الله ! ) به دوست عزیز و بزرگوار و برادر ارجمندم آقا مهدی عزیز و همسر ارجمند ایشان هدیه کرده است .
دعا می کنم که خداوند بزرگ به این گل پسر ناز یکی یه دونه ی دوردونه ! ( آخیش ! لپاش رو بخورم !!! ) برادرش و پدر و مادر ارجمندش ، عمر با عزت و برکت عطا کنه . راستی یه چیزی رو بگم خوب بدونین ! خدا اونایی رو که خیلی دوست داره ، توی ماه خرداد به دنیا می آردشون . می گین نه ؟ می خواین بشمرم و بگم کیا ؟ یک ... ، دو ... ، سه ... ! (O; !!! ( ببخش بابا ! حالا چرا می زنی ؟ نمی گم که هیچ کس متوجه نشه ! خوبه ؟!)
راستی آقا مهدی شیرینی ما یادت نره ها ! منتظریم !
وای !
یک فاجعه !
نمی دونستم اسپم و ارسال اسپم فقط از طریق ایمیل نیست ! امروز چیزی که دیدم باور کردنش برام خیلی سخته . اومدم توی صفحه ی مدیریت MT و یه دفعه دیدم که نزدیک بیست تا کامنت جدید دارم . رفتم که ببینم دیدم همه تبلیغی و الکین ! تبلیغ سایت ها و شرکت ها به سبک و سیاق میل های هرز . شما قبلا تا حالا به همچین چیزی ، اون هم روی سیستم MT برخورده بودید ؟ اگه می دونید که چی کار باید کنم ، بهم بگین .
ممنونم
امروز روز وفات پیرمرد است ، اما مگر دریا می میرد ؟ مگر اقیانوس می میرد ؟ مگر کهکشان می میرد ؟ دریای فروتنی ، اقیانوس عظمت و کهکشان خدمتگزاری هرگز نمی میرد ! مردان بزرگ هیچ وقت نمی میرند . خمینی زنده است . " علم خمینی بر زمین نمی افتد ! مگر ما مرده ایم ؟! "
قرار وبلاگ نویسان در سالروز رحلت حضرت امام خمینی ؛ پنجشنبه ، چهاردهم خرداد ماه ، ساعت ده صبح . حرم حضرت امام ، مقابل در دارالشفای اصلی ( مقابل شعبه ی فروشگاه زنجیره ای رفاه )