Mail me:
mkargar[at]revagh[dot]com
PM me(By Yahoo! Messenger):
mmkargar
P.O.Box: 16485-186 TEHRAN-IR
حقوق نوشتههای این وبلاگ و تمامی دامنههای آن متعلّق به محمّدمهدی کارگر است
mkargar.id.ir
revagh.com
revagh.ir
Powered By:
Movable Type 3.2

اگر نبود فرمان موالی واجبالاطاعة که: "در شادی ما شاد باشید و در اندوه ما غمگین"، حتّی در روز میلاد سیّدالشّهدا هم میگریستیم. در روز میلاد قمر بنیهاشم هم میگریستیم...
در روایت هست که وقتی حسین ـ علیهالسّلام ـ به دنیا آمد، پیامبر او را در بغل گرفت و گلوی او را بوسید... شاید روز میلاد عبّاس هم، علی دستان او را بوسیدهباشد...
میلاد سیّدالشّهداء؛ اباعبدالله الحسین، حضرت عباس؛ قمر بنیهاشم و سیّدالسّاجدین و العابدین؛ حضرت علیابن الحسین سجّاد ـ علیهمالسّلام ـ بر حضرت بقیّةالله الاعظم ـ روحی فداه ـ و بر شیعیان حضرتش مبارک و مهنّا باد.
خدایا!
منّت گذاشتی!
لطف کردی!
محمّد را فرستادی!
زمانی که انسان بودن خویش را فراموش کردهبودیم و چون چارپایان زندگی میکردیم که پستتر؛
آن هنگام که به بلاها گرفتار بودیم؛
رشتهی دین بریدهبود و کشتیهای یقین ناپایدار؛
پندار با حقیقت به هم آمیختهبود و همهی کارها در هم ریخته؛
بُرونْشوِ کار دشوار، درآمد نگاهش ناپایدار، چراغ هدایت بینور، دیدهی حقیقتبینی کور؛
همگی به خدا نافرمان، فرمانبر و یاور شیطان و از ایمان روگردان؛
پایههای دین ویران، شریعت بینام و نشان، راههایش پوشیده و ناآبادان؛
دیو را فرمان بردیم و به راه او رفتیم و چون گله که به آبشخور رود پی او گرفتیم؛
تخم دوستیاش در دل کاشتیم و بیرق او برافراشتیم حالی که فتنه چون شتری مست ما را به پی میسپرد و بر دست و پا ایستاده، از پایمان درمیآورد؛
و ما در چار موج فتنه سرگردان بودیم؛
درمانده و نادان، فریفتهی مکر شیطان؛
در خانهی امن کردگار با ساکنانی تبهکار و بدکردار؛
خوابمان شب بیداری و سرمهی دیدهمان اشک جاری؛
عالِم سرزمینمان دم از گفته بسته و جاهل بودیم به عزّت در صدر نشسته؛(1)
آنهنگام که بدترین آیین را برگزیده بودیم و در بدترین سرای خزیده؛
منزلگاهمان سنگستانهای ناهموار بود و همنشینمان گَرزه مارهای زهردار؛
آبمان تیره و ناگوار و خوراکمان گلو آزار؛
خون یکدیگر ریزان و از خویشاوندان بریده و گریزان؛
بتهامان همه جا بر پا و پای تا سر آلوده به خطا؛(2)
خدایا!
محمّد از ما بود و ما از محمّد. او را برگزیدی و بر ما مبعوث کردی تا از همهی این پلیدیها نجاتمان دهد و پاک و پاکیزهمان گرداند.
او را برگزیدی و بر ما مبعوث کردی تا کتاب را بر ما بخواند و حکمت بیاموزد.
خدایا!
کدام نعمت همپای این لطف عظیم و کرامت سرشار میشناسیم و کدام زبان را شایستهی اظهار شکر؟
شکر! شکر! شکر! که ما را بر دیگر مردمان شرافت دادی و محمّد را برای ما برگزیدی.
محمّد از ماست و ما از محمّد. درگذر اگر محمّد میان ما تنهاست!
خدایا!
به محمّد! به محمّد و دو میراث گرانبهای او و به محمّد و شرافت و بزرگی او!
ما را راه به خیر و صلاح انداز و شرّ دشمنان، از سر ما کوتاه کن!
به یاری دین خود نصرتمان ده و بر گزاردن تکلیف استوار و ثابتقدم بدار!
سالهاست که نگاههایمان را گره زده ایم به شُروق آفتاب آدینهای! در صبحی که میرسد، حجاب از چشمانمان برگیر و دیده مان را به چهره و جمال پاک ولیّ خود، روشن ساز!
آمین یا ربّ العالمین!
**********
(1) و (2) : به ترتیب از خطبههای دوم و بیست و ششم نهجالبلاغة در بیان ویژگیهای عصر جاهلی.