Mail me:
mkargar[at]revagh[dot]com
PM me(By Yahoo! Messenger):
mmkargar
P.O.Box: 16485-186 TEHRAN-IR
حقوق نوشتههای این وبلاگ و تمامی دامنههای آن متعلّق به محمّدمهدی کارگر است
mkargar.id.ir
revagh.com
revagh.ir
Powered By:
Movable Type 3.2
کمی خودم را تحویل میگیرم جسارتاً!
با عرض تبریک به خودم به جهت این شقّالقمر بزرگ(!)، امیدوارم در بقیّهی مراحل زندگی هم موفّق و سربلند باشم!
(لطفاً از پرسیدن هرگونه سوال، اجتناب فرمایید. با تشکّر!)
الحمدلله الّذی جعلنا من المتمسّکین بولایة علیابن ابیطالب ـ علیهالسّلام ـ
امروز عید ولایت امیرالمومنین و امام المتّقین علی ـ علیهالسّلام ـ است. روزی که آن را "عیدالله الاکبر" نامیدهاند. و به راستی کدام عید را بزرگتر و فرخندهتر از این عید در عالم سراغ داریم؟!
آوردهاند که در چنین روزی، در غدیر خم، به پیامبر عظیم الشأن ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ آیهی ابلاغ ولایت امیرالمومنین، نازل شد. پیامبر پس از آنکه همگان را مجتمع نمود، در حالی که کسالت داشت، نه فقط آنگونه که امروز میگویند: "دست علی را گرفت و بالا برد"؛ که کمربند علی را گرفت، او را بالا برد و در تمام قریب به دو ساعتی که برای مردم سخن گفت، علی را میان آسمان و زمین نگاه داشت تا همه ببینند و فهم کنند که پیامبر ولایت مردمان را به که سپردهاست. نیز نفرمود: "من کنت مولاه، فعلی مولاه"! علی که زیاد است! هر علیای مولا نیست؛فرمود: "فهذا علیٌ مولاه"! این علی! این علی که او را بر دست بلند کردهام، این علی که میان زمین و آسمان نگاه داشتهام، این مولای شماست! این صاحب امر و امیرالمومنین است! ولایت او بر زمینیان و بر آسمانیان جاری است! بدانید و آگاه باشید که وصی و خلیفهی من اوست!
امیرالمومنین علی ـ علیهالسّلام ـ میفرمایند که من خود متعجّب بودم از این امر که پیامبر چگونه با وجود کسالتی که بر ایشان عارض شدهبود، دو ساعت تمام من را با یک دست بلند کرده و در میان زمین و آسمان نگه داشتند.
این روز خجسته را به محضر امام صاحب ولایت، حضرت بقیّةالله الاعظم ـ روحی فداه ـ؛ مقام عظمای ولایت فقیه، حضرت آیةالله خامنهای ـ مدّ ظلّهالعالی ـ و همهی مسلمانان و شیعیان هموطن، خصوصاً سادات ارجمند، تبریک و تهنیت عرض میکنم.
***
ظاهر جدید رواق بیشتر برای این است که ترغیبم کند برای نوشتن. تکنولوژی در عین آن که میتواند بسیار سودمند باشد، مضارّی هم دارد. مثل این که امروز، نوشتن با مداد و خودکار یکی از رنجآورترین کارهای روزانهی من است. اگر یک صفحه را در دو دقیقه تایپ میکنم، همان را بیست دقیقه طول میدهم تا با مداد یا خودکار بنویسم. به روی تمیزی و زیبایی نوشتنم نیز تاثیرگذاشته، چنان که جرأت نمیکنم بگویم که من شاگرد استاد ساعتچی بودم و دو سال پیش در آزمون دورهی ممتاز انجمن خوشنویسان ایران نمرهی قبولی گرفتهام.
از دیگر مضارّ آن، یکی هم این است که آدم را تنبل میکند. نوشتن، مقدّماتی میخواهد، ابزار میخواهد، وقت و ذوق و موضوع میخواهد و او که عاشق نوشتن است، مدام تلاش میکند تا این مقدّمات و شرایط را فراهم کند. امّا تکنولوژی لااقل بعضی از این مقدّمات را تسهیل و ابزارها را تجمیع کردهاست. همین سادهشدنها است که انسان قرن بیست و یکم را تنبل میکند. امروز به لطف لپتاپت، هر جا باشی و در هر زمان و مکان، میتوانی بنویسی. قلم و کاغذ هم که روشن است، نمیخواهد. در نوتپد هم میتوانی بنویسی. موضوع هم که فت و فراوان! شب تا صبح که بیخوابی میکشی و انواع و اقسام سایتهای اینترنتی را زیر و رو میکنی، موضوعات مختلفی است که به ذهنت خطور میکند. با خود میگویی فردا صبح حتماً راجع به این موضوع مینویسم و البته که همینطور روی هم تلنبار میشوند تا تاریخ انقضای برخی هم سر میرسد.
از همین رو، باید برای خودت جایزهای به عنوان تشویق کنار بگذاری، تا ترغیب شوی به نوشتن. من هم تغییر قالب و تغییر نوع نگرشم به وبلاگ و کارکردهای آن را جایزهی مشوّقم قرار دادهام. سعی میکنم لااقل دو روز یکبار، به روز کنم. هر چند هنوز، بر اساس آمار سایتم، آنچنان که باید، خوانندهی دائمی ندارم و هنوز آمار بازدیدهای رواق یا همان Visit به بالای 2000 در ماه نرسیده، در حالی که دردانه در ماه گذشته، کمی بیش از هجدههزار بازدید را هم تجربه کرد. امیدوارم، به جایی برسم که خوانندگان، مشتاق مطالب جدید در رواق باشند. آنچنان که من مشتاق خواندن مطالب جدید در برخی وبلاگهای ارزشمند و غنی هستم.
این روزها، که ایّام امتحان هست، همان سردی و رخوت کوچه و خیابان، در نت نیز احساس میشود. ضمن این که امیدوارم همهگان در امتحانات موفّق و پیروز باشند، روزهای آفتابی و گرم وبلاگستان و نت را نیز خواهانم!!!
سلام! زنده ام و تا چند روز دیگه دوباره، می نویسم. در قالبی جدید و تحوّلاتی تازه! رواق را از طریق آدرس های جدید هم می توانید بخوانید و هم بشنوید! http://www.mkargar.id.ir http://www.revagh.ir فعلاً!