Mail me:
mkargar[at]revagh[dot]com
Send PM (By Yahoo! Messenger):
mmkargar
P.O.Box: 16485-186 TEHRAN-IR
حقوق نوشتههای این وبلاگ و تمامی دامنههای آن متعلّق به محمّدمهدی کارگر است
mkargar.id.ir
revagh.com
revagh.ir
Powered By:
Movable Type 3.2
گیرم که استیضاح وزیر بازرگانی دولت مهرورز در آخرین جلسهی علنیِ مجلس هفتم "ماستمالی" شد! (هیچ واژهی دیگری به خدا به ذهنم نمیرسد!)؛ ملّت اگر چه از نمایندگان خود ناامید شد، امّا دولت مهرورز فراموش نکند که سوال و استیضاح مردم به جای خود باقی است!
اگر نمایندگان مجلس هفتم در پایانِ غمانگیز دورهی نمایندگی خود، ـ به اصطلاح ـ مصالحِ دولتِ احمدینژاد را بر رضایت مردم ترجیح دادند، امّا یقین دارم ملّت، در سوال و توضیح خواستن از دولت احمدینژاد در مسائل امروز کشور، خصوصاً فجایع اقتصادی روز، کوتاه نخواهند آمد.
خدا نگذرد از ما که به راحتی بهانه به دست دشمن میدهیم. از ماست که بر ماست!
بانک مرکزی امروز نرخ تورّم در فروردینماه را 24.2% اعلام کرد. همچنین نرخ تورّم در دوازده ماه منتهی به فروردینماه 1387، 19% اعلام گردید.
بر مبنای قانون، دولت موظّف است هرسال به میزان نرخ تورّم و بیش از آن به حقوق کارکنان خود بیفزاید. امّا به بهانهی آنکه این میزان افزایش حقوق که موجب افزایش نقدینگی و افزایش میزان پول در دسترس مردم است، خود به افزایش بیشتر نرخ تورّم منجر میشود، تنها با افزایش 6% به میزان حقوق کارکنان خود رضایت داده است که البته تاکنون در حقوقها، اعمال نشدهاست. ما که سواد اقتصادیمان تنها به 8-7 واحد اقتصاد خرد و کلان و اقتصاد مهندسی ـ آن هم نیمبند! ـ مختصر میشود از اساتید خود بارها شنیدیم که تورّم را ناشی از سیاستهای غلط پولی دولت در کلّی مقولههای ریز و درشت ـ که مبالغ آن از جمع حقوق همهی کارکنان و مستخدمان دولت در طول سال، هزاران برابر بیشتر است ـ میدانند. وامهای بی حساب و کتاب و خرج و برجهای شاید تبلیغاتی! در سفرهای استانی و تزریق پولهای بدون پشتوانه و کلّی اشتباهات ریز و درشت دیگر که در مصاحبهی وزیر برکنار شدهی اقتصادِ دولت احمدینژاد، نیز ذکر شدهاست.
حالا چرا در روزگار دولت خدمتگزاری که معنای فاصلهی طبقاتی و شکاف فقیر و غنی را به بهترین شکل برای ما معنا کرد، دیواری کوتاهتر از دیوار کارکنان دولت پیدا نمیشود، من که چیزی سر در نمیآورم! بزرگتر از منها هم شاید هکذا!
پینوشت: دارم خودم را مجاب میکنم شبی چند خط در رواق بنویسم. دلم برای نوشتن تنگ شده. مینویسم انشاءالله.
فکر کن! سوار قطار تهران شمال شدی، رسیدی به "زیرآب" که یهو میبینی که مثلاً تنها پل پیش روت یعنی "پل ورسک" خراب شده. لکوموتیو ران بیتجربه هم که زیادی به "امدادهای غیبی" اعتقاد پیدا کرده، "ترمز قطار" رو کنده و انداخته دور! ... اون وقت به نظرت چی میشه؟!
24 سال میگذرد. من هم در همان خردادی زادم که خونینشهر از دل درآلود خرّمشهر زاد. خرّمشهر را ندیدهام. امّا شنیدهام که رو به آبادانی گزارده، اگر چه نه آنگونه که باید! دیروز عکسهای حسین را در مهر میدیدم از خرّمشهر. هنوز آثار جنگ را در خود دارد، به یادگار شاید...
ممّد نبودی ببینی، شهر آزاد گشته... خون یارانت پر ثمر گشته... خردسال که بودم، علاقهی فراوانی به این نوا داشتم. آنقدر که مادرم، به روی نوار آن را ضبط کرده و بارها برایم پخش میکرد. خردسال بودم! نمیدانستم که "ممّد" کیست. به خیالم که چون داییها مرا ممّد صدا میکردند، با من است! تا بعدها فهمیدم که مراد شهید «محمّد جهانآرا» است. فرزند خرّمشهر و اوّلین فرماندهی سپاه آن دیار.
ممّد نبودی ببینی، شهر آزاد گشته... راستش با خودم که فکر میکنم میبینم خوب شد که نیستی تا خیلی چیزها را ببینی... که جگرت خون میشد و چشمانت کاسه کاسه اشک...
خوب شد که نیستی! شهر آزادِ آزاد است! از هفت دولت...
خون یارانت... شرمندهی این یکی... من و ما و خیلیها...
دوست دارم بیشتر بنویسم. امّا زیاده، جسارت که نه، خسارت است از برای من و خیلیها...
***
انرژی هستهای حقّ مسلّم ماست!
دوست ندارم سیاسی بنویسم یا انتقادی سیاسی کنم. امّا این بار ناچارم، بنا به ضروتی که احساس میکنم. پیش از این هم نوشتم که آقای احمدینژاد را به رغم آنکه منتخب من در انتخابات نبود، بهترین گزینه و لایقترین فرد برای ریاست جمهوری اسلامی ایران یافتم. امّا دلیل نمیشود که انتقادی به وی نداشته باشم.
شکّی نیست که انرژی هستهای حقّ مسلّم ماست! همین که امریکا میگوید نداشته باش، یعنی این که حقّ مسلّم ماست! امّا دانستن هم حقّ مسلّم ملّت ماست. آیا شایسته نیست که ملّت همه چیز را بداند و آنگاه شعار «انرژی هستهای حقّ مسلّم ماست!» را سر دهد؟! آیا بایکوت خبری شدیدی که اینروزها بر رسانههای داخلی اعمال میشود، جز این است که مردم از بسیاری اتّفاقات پیرامون مسئلهی هستهای ایران که متاسّفانه سرنوشت آن در خارج از مرزهای این مملکت دارد رقم میخورد، بیخبر بمانند؟! گاه با مقایسهی برخی اخبار در مراجع اصلی خبری خارجی و انعکاس آن در رسانههای داخلی، آنچنان قلب میشوند که انگار پیروز این مناقشهی نفسگیر هستهای از همین حالا ایران است و دشمن به خاک مذلّت نشستهاست. درست که بر اساس اصول جنگ باید از انتشار اخبار و اطّلاعاتی که احیاناً موجب تردید و ترس در دل نیروهای خودی میشود، اجتناب نمود، امّا آنگاه که از مردم و حمایت آنان از فعّالیّتهای هستهای ایران به عنوان سربازان و پیشقراولان در برابر دشمن استفاده میشود، باید آنان را از شرایط این درگیری و رودررویی مطّلع کرد.
بازی هستهای ایران به مرحلهای رسیدهاست که میتوان عاقبت آن را پیشبینی کرد. اگر در روزهای اوّل این بازی، میان طرفین منطق گفتوگو حاکم بود، امّا حالا که هر دو طرف بر خواست و رای خود اصرار و الحاح دارند، بیشتر به بازی لج و لجبازی شبیه گشته که عاقبت به سود هیچکدام از طرفین نخواهد بود. اگر چه ریشهی بسیاری از مشکلات امروز را باید در سیاست تساهل و تسامح دولت قبلی دانست که سفت و سخت در برابر خواستههای کشورهای غربی در قبال برنامهی هستهای ایران ایستادگی نکرد و زمینه را برای زیادهخواهی دولتهای آنان مهیّا نمود، لکن سیاست تند دولت حاضر نیز به شدّت به جایگاه ایران و زندگی مردم خدشه وارد میکند.
اگر چه آنان که دل در گرو سربلندی و افتخار ایران دارند و پیروان صدّیق سیّدالشّهدا و پاسدار خون شهدای انقلاب اسلامیاند، از توطئه و دستدرازی دشمنان، باکی ندارند و جان به راه دفاع از اسلام و انقلاب میبازند و در برابر دشمن میایستند، امّا عقلانی است که خود بهانهی جنگ و جدال احتمالی را به دست دشمن دهیم؟ نمیگویم که سر به زیادهخواهی و یاوهگویی دشمن خم کنیم و از حقوق مسلّم خود بگذریم، بلکه اعتقاد دارم، سیاستی دیگر باید! آیا ابرام بر فقط یک راه از میان بسیاری راههای پیش رو، منطقی و درست است؟
شاید برای آنکه دل دشمن خنک نشود(!) بارها گفتهایم که تحریمهای همهجانبه هیچ اثر سویی بر مردم نداشتهاست. امّا آیا حقیقت این است؟! آیا کوهی از مشکلات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که سنگینی آن را بر دوش خود احساس میکنیم، بیدلیل بر گردهی ما نشسته است؟ تا کی باید چشمهای خود را به روی واقعیّتهای امروز کشور خود و دنیا ببندیم و آرمانگرایانه رفتارهای کاذب و غیرمنطقی داشتهباشیم؟
کمترین برخورد جامعهی جهانی در پی دسیسههای امریکا و اروپا در بزرگنمایی خطر ایران و تلاش در جهت نامتعارف جلوه دادن فعّالیّتهای هستهای، تحریمهای گستردهتری است که از همین حالا میتوان عواقب وخیم و نگرانکنندهی آن را در زندگی مردم دید.
واقعیّت آن است که جامعهی ایرانی، در پی هشت سال جنگ فرسایشی و عواقب آن که هنوز هم آزاردهنده است، و نیز تاثیر تحریمهای اقتصادی، به سختی کشش درگیریهای فیزیکی و روانی دشمن را داشتهباشد. اگر چه مردم ما در بحرانها و پیشآمدهای مختلف سیاسی و اقتصادی و اجتماعی، به رغم برخی نارضاییهای مشروع، همواره پشت به پشت حکومت و دولت ایستادهاست.
انتظار میرود، دستگاه سیاست خارجی کشور و در راس آن رییس جمهور محترم، ضمن آنکه از سر دلسوزی برای انقلاب و پاسداشت دستاورد خون شهدا، قاطعانه در برابر زیادهخواهی اروپا و امریکا ایستاده است، نگاهی هم به شرایط داخلی جامعهی ایران داشته باشد.
آقای رییس جمهور در سفرهای استانی خود با تهییج مردم، اعتبار شعار «انرژی هستهای، حقّ مسلّم ماست!» را بیش از پیش کسب میکند. امّا قشنگتر و شایستهتر آن است که عاقبت بازی هستهای ایران را با انعکاس درست و واقعی و ترسیم دورنمای این بازی، ترسیم کند، آنگاه بر اساس اصول دموکراسی و جمهوریت، انتخاب شعار را بر عهدهی مردم گزارد. شک ندارم آن هنگام که مشکلات و عواقب اصرار و ابرام بر ادامهی فعّالیّتهای هستهای صلحآمیز ایران، بر مردم آشکار شود، ملّت نجیب ما، باز هم این شعار را سر خواهند داد و آنگاه است که باید دولت و ملّت به این همراهی و پشتگرمی افتخار کنند!
مطمئن باشیم، راههای برون رفت از مناقشات هستهای و نیز خروج از انزوای بیسابقه و نگرانکنندهی ایران در عرصههای بینالمللی که گاه موجبات تحقیر ایران و ایرانی میشود، وجود دارد. به شرط آنکه سیاستهای اصولی و منطقی و متناسب با شرایط داخلی، منطقهای و بینالمللی از سوی رییسجمهور بیپروای جمهوری اسلامی ایران، اتّخاذ شود. انشاءالله!
در اقدامی زشت و ناپسند ، اخیرا شرکتی امریکایی اقدام به مسدود کردن دامین های ایرانی نموده است . از آن وقیح تر آن که در پاسخ به اعتراض جمعی از متخصصان و کاربران ایرانی اینترنت ، ایرانیان را " تروریست " خطاب کرده است . ضمن آنکه از شما دعوت می کنم تا مشروح خبر را در سایت آی تی ایران مطالعه بفرمایید ، شایسته است ، در اعتراض به این اقدام وقیح ، نامه ی اعتراض کاربران ایرانی را در لینک زیر امضا نمایید .

دو مقاله از روزنامه ی ایران ( یکشنبه 23/9/1382 )
مروری بر وبلاگهای سیاستمداران انگلستان
سیاست پیشگان وبلاگ نویس یا وبلاگ نویسان سیاست پیشه
سید احمد لواسانی
[ توجه: برخی از آدرسهای اینترنتی که نویسنده ی مطلب آنها را ذکر نموده ، نادرستند . سعی کردم تا آدرسهای صحیح اشخاص یاد شده در مطلب را بیابم . اما در باره ی تمام آنها موفق نشدم . برخی نارسایی های دستوری در جملات مقاله ، از اشکالات نویسنده است . محمد مهدی کارگر [
وبلاگ نویسی در ایران قدمتی بیش ازدو سال دارد ولی اولین وبلاگی که یک سیاستمدار ایرانی راه اندازی کرده باشد ، سه ماه بیشتر عمر ندارد . محمد علی ابطحی ، معاون پارلمانی رییس جمهور ، با سایت www.webnevesht.com اولین سیاستمداری است که پا به این عرصه نهاده است . وی شعار خود را در این سایت این قرار داده که : « اجازه دهید در این سایت من ، محمد علی ابطحی باشم ، بی توجه به مسوولیت های رسمی و حقوقی ام . »
روزنامه ی گاردین در اخرین ستون معرفی سایت اخیر خود ضمن معرفی این سایت ، از آن به عنوان سایت سیاستمداری که بیشتر از هر سایت سیاست مدار غربی به عینیت بخشی صاحب آن می پردازد ] یاد کرده است [ .
اما وضعیت در دیگر کشورها به چه صورت است . روزنامه ی گاردین در مطلبی دیگر نگاهی دارد به وضعیت وبلاگ نویسی سیاستمداران انگلیسی ، در حالی که موسسات نظریه پرداز ، روزنامه نگاران و نمایندگان مجلس در انگلستان روز به روز بیشتر به سپهر اطلاعات می پیوندند . این روزنامه این سوال را مطرح می کند که آیا وبلاگهای سیاسی از این دست می توانند با اقبال عمومی روبرو شوند ] ؟ [
این نکته هم که جرج بوش به جمع وبلاگ نویسان پیوسته است www.georgewbush.com/blog/ و هم دموکراتهایی که قصد رقابت با وی را در انتخابات بعدی ریاست جمهوری دارند از این طریق به تعامل با رای دهندگان می پردازند نشان می دهد که وبلاگها به پدیده ای فراگیر در جامعه ی امروز امریکا بدل شده است .
و اما وضعیت وبلاگهای سیاستمداران انگلیسی : فعلا که به نظر نمی رسد خبری از وبلاگ تونی بلر باشد و به نظر می رسد همین وضعیت در مورد سایر وزرای کابینه ی وی صدق داشته باشد .
صد البته ، نگاهی به سایتهای بوش و رقبای وی ، هوارد دین www.blogforamerica.com و یا وسیلی کلارک http://campaign.forclarck.com نشان می دهد که در واقعیت این گونه سیاستمداران حجم بسیار کمی از اطلاعات و ایده ها را مستقیما به سایت های خود وارد می کنند ( اگر نگوییم که این مقدار هیچ است ) به نظر می رسد که در امریکا بحث راه انداختن وبلاگ به بخشی از استراتژی های تیم انتخاباتی کاندیداها بدل شده است .
با این حال هنوز ، سیاستمداران انگلیسی راه درازی را برای رسیدن به آمریکایی ها در زمینه ی وبلاگ ها دارند ، نشانه های پیشرفت در این زمینه دیده می شود . ظرف چند ماه گذشته ، موسسات نظریه پرداز ، ستون نویسان روزنامه ها و نمایندگان مجلس از جملهسیاست پیشگانی بودند که به جرگه ی وبلاگ نویسان پیوسته اند و روزنامه ها هم در عین حال توجه ویژه ای به این امکان داشته اند و امکان نظردهی Online رویسایت های خبری خود ایجاد کرده اند .
در حال حاضر تعداد نمایندگان مجلس عوام انگلستان که وبلاگ می نویسند ، سه نماینده است : نماینده ی حزب کارگر ، تام واتسون www.tom-watson.co.uk ، نماینده ی حزب لیبرال دموکرات ، ریچارد آلن www.sheffieldhallam.org.uk/blog و نماینده ی حزب کارگر ، کلایوسولی http://clivesolemp.typepad.com .
به نظر می رسد ، وبلاگها بهترین قالب برای موسسات نظریه پرداز ( Think tank ) برای ارائه ی نظرات و پخته کردن آنها باشد . موسسه ی نظریه پرداز " دموز " از حدود یک سال پیش به ارائه ی نظرات خود در قالب یک وبلاگ پرداخته است . www.demosgreenhouse.co.uk و نکته ی قابل توجه آن است که زبانی که این موسسه در سایت خود استفاده می کند ، بسیار قابل فهم تر است تا مطالبی که در حالت عادی منتشر می کند .
موسسه ی ادام اسمیت www.adamsmithblog.com نیز از دیگر موسساتی است که از این سیستم بهره برداری می کند . با این حال به نظر می رسد ایشان کمتر ازدیگر موسسات مشابه مثل سمیز دیتا www.samizdata.com/blog طرفدار داشته باشند .
در مورد روزنامه نگاران نیز ، با توجه به آن که در بسیاری از وبلاگها ، نظرات در عکس العمل به مقالات روزنامه ها نوشته می شود ، و بسیاری ازستون نویسان در طی کار فقط به اینترنت متصل می شوند تا نظرات خوانندگان را در اینترنت بخوانند ، طبیعی بود که بسیاری از آنها به این سمت روی بیاورند . استفن پولارد www.stephenpollard.net که در تایمز و ایندیپندنت ستون ثابت دارد از جمله قدیمی ترین وبلاگ نویسان مطبوعاتی انگلیس است . اخیرا ملانی فیلیپس www.melaniephillips.com/diary از دیلی میرور به وی پیوسته است . جالب آن که بر اساس آنچه در اظهارات وی نوشته شده است ، بیشتر خوانندگان وبلاگ وی را آمریکایی ها تشکیل می دهند .
از دیگر نشانه های گسترش وبلاگ به عنوان یک وسیله ی ارتباطی سیاسی در انگلیس می توان به حضور دانشگاهیان در این رسانه اشاره کرد .نورمن گراس www.normangeras.blogspot.com استاد دانشکده ی علوم سیاسی دانشگاه منچستر ، یکی از محبوبترین وبلاگهای چپ انگلیس را می نویسد .
کم یا زیاد ، آیا واقعا کسی به این یادداشتهای Online توجه می کندو یا ما فقط شاهد گسترش مشارکت شخصیتهای سیاسی در این امر هستیم . هر وبلاگی خواننده ی خود را دارد .بر اساس آمارهایی که ازمیزان مراجعات به چند سایت اصلی سیاسی انگلیس به دست می آید ، تعداد مراجعینظرف شش ماه گشته ، حداقل دو برابر شده اند . و به نظر نمی رسد که این روند ، کاهش یابد . وبلاگهاهیچ گاه نمی توانند به عنوان یک رسانه ی توده ای مطرح شوند . ولی نشانه های عملی وجود دارد که بر اساس آن می توان نتیجه گیری کرد که این گونه سایتها ، خوانندگان وفاداری دارند . مخصوصا در میان افرادی که به مسائل رسانه ای و سیاسی علاقه مند هستند . بر این اساس به نظر می رسد ، که اگر نظراتی که در وبلاگی عرضه می شود کمتر در رسانه های جمعی طرفدار داشته باشد ، بیشترمورد اقبال واقع می شود . در حالی که وبلاگها در استانه ی ورود به رسانه های عمومی هستند ، پیشرفت آنها در صورتی خواهد بود که خارج از آنها باشند .
احتمالا تصادفی نیست که راستگراهای طرفدار طرز فکر تاچر حضور خوبی در اینترنت دارند . در حالی که پشتیبانی برای آزادی عراق ـ که کمتر طرفداری در رسانه های سنتی چپ ها داشت ـ در وبلاگها این طرز فکر دیده می شود .
از نظر چپ ها ، جالب است که دو گروه اصلی ـ بلری ها و ضد جنگ ها ـ تقریبا هیچ حضوری در دنیای وبلاگها ندارند . عدم حضور وبلاگهای وبلاگهای حزب کارگر تعجب برانگیز نیست ، چرا که طرفدار دولت بودن ، معمولا هیچ انگیزه ای برای ابراز عقیده نمی دهد . در هر حال خیلی تعجب دارد که گروهی کهبرخی از بزرگترین تظاهرات انگلیس را سازماندهی کرده است ، حضوری در مباحثات اینترنتی ندارد . مخصوصا که بسیاری از این مباحثات در مورد عراق بوده است .
واقعیت آن است که آنها احتمالا احساس نیاز نمی کنند . هر چه باشد ، حرکت ضد جنگ به راحتی در رسانه های سنتی به تیتر یک بدل می شد ] می شود [ و ستون نویسان نیز به قدر کافی درباره ی آن نوشته اند ، ] پس [ چرا دنبال آلترناتیوهای دیگر باشند ] ؟ [
بی تردید ، حجم فعالیتهای حزب کارگران سوسیالیست ، بیانگر آن است که آنها آنقدر درگیر سیاست هستند که فرصت نمی کنند ، در باره ی آن بنویسند . پس عکس العمل آنها به سایتی که یکی از اعضا که فکرهای سانسور و ویرایشنشده ی خود را در آن می نویسد ، باید جالب باشد . ولی نگاهی به تعداد نظرات در این سایت ، نشان می دهد که خوب احتمالا این سایت همان قدر کم بازدید کننده دارد که سایت جورج بوش . وبلاگهای سیاسی ، ممکن است در حال شناخته شدن توسط رسانه ها و مردم باشند ولی ، بهترین آنها توسط غیر حرفه ای ها تولید می شود ، نه توسط اعضای حزب .
*****
دزدی هویت در اینترنت
[ چندی پیش ، شخصی با استفاده از آدرس ایمیلی شبیه به آدرس شادی صدر ، از فعالان حقوق زنان و وبلاگنویس ، به قصد سوءاستفاده ، ایمیلهایی را به اشخاص مختلف ارسال نموده و حتی وبلاگی دروغی با نام " زنان ایران " را برپا کرده است . این مقاله ی روزنامه ی ایران ، به جهت این اتفاق ، چاپ شده است . محمد مهدی کارگر [
برای مقابله با هویت دزدی در اینترنت چه باید کرد ؟ جدیدترین قربانی هویت دزدی در ایران ، یکی از فعالین حقوق زنان است . ظاهرا یک خرابکار ، آدرسی شبیه به ادرس او در یاهو ! ساخته و با آن به دیگران نامه می داده و سوال می کرده . آنها هم معصومانه به او جواب می دادند . بدون این که به نوع نوشتن متفاوت وی و آدرسی که email را از آن می گیرند ، دقت کنند . این نوع هویت دزدی ، که قصد کلاهبرداری مالی ندارد ، شاید بدترین نوع هویت دزدیباشد . چرا که سعی می کند آبرو و اعتبار یک نفر را در بین دوستان و آشنایانش که به او اعتماد دارند ، از بین ببرد ، نه این که بخواهد در افکار عمومی آن را بدنام کند . از وقتی وبلاگها در ایران رایج شده است ، هویت دزدی هم بسیار راحت تر می تواند انجام شود . به این شکل که هر کسی می تواند به اسم فرد دیگری ، بدون این که روح او هم خبر داشته باشد ، وبلاگی درست کند و شبیه به او بنویسد و کم کم خودش را به جای فرد اصلی جا بزند ، با خوانندگانش ، مبادله ی ایمیل کند و شبیه آن .
چیز دیگری که شایع است این است که خراب کارها ( که واقعا هم لازم نیست برای چنین کار ساده ای تخصص های خراب کارانه داشته باشند ) ، در جاهای گوناگون به نام افراد دیگر ، نظر می دهند .
برای هر سه نوع این هویت دزدی ، راههایی هست ، ولی هیچ کدام ، به طور مطلق نمی تواند ، مشکل را حل کند . در نتیجه موثرترین روش برای مقابله با آن ، این است که کاربران عمومی اینترنت را از این ماجرا ، آگاه کرد و به آنها توجه داد که همیشه به آدرس ایمیلی که به آن جواب می دهند ، به لحن و سبک نوشتاری فرد اصلی و فرد قلابی و به نشانه های دیگر دقت کنند تا قربانی این جور دزدی های جدید نشوند .
مثلا اگر ایمیلی از طرف یک فرد شناخته شده می گیرید ، آدرس ایمیل را اول دقت کنید . آیا چیز غیر طبیعی در آن نمی بینید ؟ ایا محتوای نامه و زمان و شکل فرستاده شدن آن برایتان عجیب نیست ؟ اگر شک دارید ، بهترین راه آناست که به شکل دیگری و یا با آدرس دیگری که از فرد اصلی دارید ، با او تماس بگیرید و مطمئن شوید که نامه از طرف اوست .
همین طور اگر وبلاگی را به ] نام [ فرد شناخته شده ای دیدید ، کمی درباره ی آن پرس و جو کنید . و اگر به فرد اصلی دسترسی دارید ، حتما به او این مسئله را خبر دهید و گرنه به مسوولان سرویس دهنده خبر دهید و شک تان را به انها منتقل کنید .
اما در باره ی نظرهای پایین مطالب در وبلاگها بهترین راه آن است که افراد شناخته شده ، در هیچ جایی به اسم خودشان نظر نگذارند و این را هم به طور مرتب اعلام کنند . وظیفه ی صاحبان وبلاگهایی که نظرها را گرفته اند ، نیز آن است که بعد از اطمینان از هویت دزدی ، نظرهای قلابی را پاک کنند و درباره ی آن برای خوانندگانشان توضیح بدهند .
متاسفانه ، روشهای فنی برای جلوگیری ازهویت دزدی ، ( مانند رمز گذاری ، امضای دیجیتال ) به دلیل پیچیده و دشواربودنشان هنوز همه گیر نشده اند . ولی در هر حال فرهنگ سازی ، پیش نیاز هر روش پیشگیرانه ای است .
دو مقاله از روزنامه ی ایران ( یکشنبه 23/9/1382 )
مروری بر وبلاگهای سیاستمداران انگلستان
سیاست پیشگان وبلاگ نویس یا وبلاگ نویسان سیاست پیشه
سید احمد لواسانی
[ توجه: برخی از آدرسهای اینترنتی که نویسنده ی مطلب آنها را ذکر نموده ، نادرستند . سعی کردم تا آدرسهای صحیح اشخاص یاد شده در مطلب را بیابم . اما در باره ی تمام آنها موفق نشدم . برخی نارسایی های دستوری در جملات مقاله ، از اشکالات نویسنده است . محمد مهدی کارگر [
وبلاگ نویسی در ایران قدمتی بیش ازدو سال دارد ولی اولین وبلاگی که یک سیاستمدار ایرانی راه اندازی کرده باشد ، سه ماه بیشتر عمر ندارد . محمد علی ابطحی ، معاون پارلمانی رییس جمهور ، با سایت www.webnevesht.com اولین سیاستمداری است که پا به این عرصه نهاده است . وی شعار خود را در این سایت این قرار داده که : « اجازه دهید در این سایت من ، محمد علی ابطحی باشم ، بی توجه به مسوولیت های رسمی و حقوقی ام . »
روزنامه ی گاردین در اخرین ستون معرفی سایت اخیر خود ضمن معرفی این سایت ، از آن به عنوان سایت سیاستمداری که بیشتر از هر سایت سیاست مدار غربی به عینیت بخشی صاحب آن می پردازد ] یاد کرده است [ .
اما وضعیت در دیگر کشورها به چه صورت است . روزنامه ی گاردین در مطلبی دیگر نگاهی دارد به وضعیت وبلاگ نویسی سیاستمداران انگلیسی ، در حالی که موسسات نظریه پرداز ، روزنامه نگاران و نمایندگان مجلس در انگلستان روز به روز بیشتر به سپهر اطلاعات می پیوندند . این روزنامه این سوال را مطرح می کند که آیا وبلاگهای سیاسی از این دست می توانند با اقبال عمومی روبرو شوند ] ؟ [
این نکته هم که جرج بوش به جمع وبلاگ نویسان پیوسته است www.georgewbush.com/blog/ و هم دموکراتهایی که قصد رقابت با وی را در انتخابات بعدی ریاست جمهوری دارند از این طریق به تعامل با رای دهندگان می پردازند نشان می دهد که وبلاگها به پدیده ای فراگیر در جامعه ی امروز امریکا بدل شده است .
و اما وضعیت وبلاگهای سیاستمداران انگلیسی : فعلا که به نظر نمی رسد خبری از وبلاگ تونی بلر باشد و به نظر می رسد همین وضعیت در مورد سایر وزرای کابینه ی وی صدق داشته باشد .
صد البته ، نگاهی به سایتهای بوش و رقبای وی ، هوارد دین www.blogforamerica.com و یا وسیلی کلارک http://campaign.forclarck.com نشان می دهد که در واقعیت این گونه سیاستمداران حجم بسیار کمی از اطلاعات و ایده ها را مستقیما به سایت های خود وارد می کنند ( اگر نگوییم که این مقدار هیچ است ) به نظر می رسد که در امریکا بحث راه انداختن وبلاگ به بخشی از استراتژی های تیم انتخاباتی کاندیداها بدل شده است .
با این حال هنوز ، سیاستمداران انگلیسی راه درازی را برای رسیدن به آمریکایی ها در زمینه ی وبلاگ ها دارند ، نشانه های پیشرفت در این زمینه دیده می شود . ظرف چند ماه گذشته ، موسسات نظریه پرداز ، ستون نویسان روزنامه ها و نمایندگان مجلس از جملهسیاست پیشگانی بودند که به جرگه ی وبلاگ نویسان پیوسته اند و روزنامه ها هم در عین حال توجه ویژه ای به این امکان داشته اند و امکان نظردهی Online رویسایت های خبری خود ایجاد کرده اند .
در حال حاضر تعداد نمایندگان مجلس عوام انگلستان که وبلاگ می نویسند ، سه نماینده است : نماینده ی حزب کارگر ، تام واتسون www.tom-watson.co.uk ، نماینده ی حزب لیبرال دموکرات ، ریچارد آلن www.sheffieldhallam.org.uk/blog و نماینده ی حزب کارگر ، کلایوسولی http://clivesolemp.typepad.com .
به نظر می رسد ، وبلاگها بهترین قالب برای موسسات نظریه پرداز ( Think tank ) برای ارائه ی نظرات و پخته کردن آنها باشد . موسسه ی نظریه پرداز " دموز " از حدود یک سال پیش به ارائه ی نظرات خود در قالب یک وبلاگ پرداخته است . www.demosgreenhouse.co.uk و نکته ی قابل توجه آن است که زبانی که این موسسه در سایت خود استفاده می کند ، بسیار قابل فهم تر است تا مطالبی که در حالت عادی منتشر می کند .
موسسه ی ادام اسمیت www.adamsmithblog.com نیز از دیگر موسساتی است که از این سیستم بهره برداری می کند . با این حال به نظر می رسد ایشان کمتر ازدیگر موسسات مشابه مثل سمیز دیتا www.samizdata.com/blog طرفدار داشته باشند .
در مورد روزنامه نگاران نیز ، با توجه به آن که در بسیاری از وبلاگها ، نظرات در عکس العمل به مقالات روزنامه ها نوشته می شود ، و بسیاری ازستون نویسان در طی کار فقط به اینترنت متصل می شوند تا نظرات خوانندگان را در اینترنت بخوانند ، طبیعی بود که بسیاری از آنها به این سمت روی بیاورند . استفن پولارد www.stephenpollard.net که در تایمز و ایندیپندنت ستون ثابت دارد از جمله قدیمی ترین وبلاگ نویسان مطبوعاتی انگلیس است . اخیرا ملانی فیلیپس www.melaniephillips.com/diary از دیلی میرور به وی پیوسته است . جالب آن که بر اساس آنچه در اظهارات وی نوشته شده است ، بیشتر خوانندگان وبلاگ وی را آمریکایی ها تشکیل می دهند .
از دیگر نشانه های گسترش وبلاگ به عنوان یک وسیله ی ارتباطی سیاسی در انگلیس می توان به حضور دانشگاهیان در این رسانه اشاره کرد .نورمن گراس www.normangeras.blogspot.com استاد دانشکده ی علوم سیاسی دانشگاه منچستر ، یکی از محبوبترین وبلاگهای چپ انگلیس را می نویسد .
کم یا زیاد ، آیا واقعا کسی به این یادداشتهای Online توجه می کندو یا ما فقط شاهد گسترش مشارکت شخصیتهای سیاسی در این امر هستیم . هر وبلاگی خواننده ی خود را دارد .بر اساس آمارهایی که ازمیزان مراجعات به چند سایت اصلی سیاسی انگلیس به دست می آید ، تعداد مراجعینظرف شش ماه گشته ، حداقل دو برابر شده اند . و به نظر نمی رسد که این روند ، کاهش یابد . وبلاگهاهیچ گاه نمی توانند به عنوان یک رسانه ی توده ای مطرح شوند . ولی نشانه های عملی وجود دارد که بر اساس آن می توان نتیجه گیری کرد که این گونه سایتها ، خوانندگان وفاداری دارند . مخصوصا در میان افرادی که به مسائل رسانه ای و سیاسی علاقه مند هستند . بر این اساس به نظر می رسد ، که اگر نظراتی که در وبلاگی عرضه می شود کمتر در رسانه های جمعی طرفدار داشته باشد ، بیشترمورد اقبال واقع می شود . در حالی که وبلاگها در استانه ی ورود به رسانه های عمومی هستند ، پیشرفت آنها در صورتی خواهد بود که خارج از آنها باشند .
احتمالا تصادفی نیست که راستگراهای طرفدار طرز فکر تاچر حضور خوبی در اینترنت دارند . در حالی که پشتیبانی برای آزادی عراق ـ که کمتر طرفداری در رسانه های سنتی چپ ها داشت ـ در وبلاگها این طرز فکر دیده می شود .
از نظر چپ ها ، جالب است که دو گروه اصلی ـ بلری ها و ضد جنگ ها ـ تقریبا هیچ حضوری در دنیای وبلاگها ندارند . عدم حضور وبلاگهای وبلاگهای حزب کارگر تعجب برانگیز نیست ، چرا که طرفدار دولت بودن ، معمولا هیچ انگیزه ای برای ابراز عقیده نمی دهد . در هر حال خیلی تعجب دارد که گروهی کهبرخی از بزرگترین تظاهرات انگلیس را سازماندهی کرده است ، حضوری در مباحثات اینترنتی ندارد . مخصوصا که بسیاری از این مباحثات در مورد عراق بوده است .
واقعیت آن است که آنها احتمالا احساس نیاز نمی کنند . هر چه باشد ، حرکت ضد جنگ به راحتی در رسانه های سنتی به تیتر یک بدل می شد ] می شود [ و ستون نویسان نیز به قدر کافی درباره ی آن نوشته اند ، ] پس [ چرا دنبال آلترناتیوهای دیگر باشند ] ؟ [
بی تردید ، حجم فعالیتهای حزب کارگران سوسیالیست ، بیانگر آن است که آنها آنقدر درگیر سیاست هستند که فرصت نمی کنند ، در باره ی آن بنویسند . پس عکس العمل آنها به سایتی که یکی از اعضا که فکرهای سانسور و ویرایشنشده ی خود را در آن می نویسد ، باید جالب باشد . ولی نگاهی به تعداد نظرات در این سایت ، نشان می دهد که خوب احتمالا این سایت همان قدر کم بازدید کننده دارد که سایت جورج بوش . وبلاگهای سیاسی ، ممکن است در حال شناخته شدن توسط رسانه ها و مردم باشند ولی ، بهترین آنها توسط غیر حرفه ای ها تولید می شود ، نه توسط اعضای حزب .
*****
دزدی هویت در اینترنت
[ چندی پیش ، شخصی با استفاده از آدرس ایمیلی شبیه به آدرس شادی صدر ، از فعالان حقوق زنان و وبلاگنویس ، به قصد سوءاستفاده ، ایمیلهایی را به اشخاص مختلف ارسال نموده و حتی وبلاگی دروغی با نام " زنان ایران " را برپا کرده است . این مقاله ی روزنامه ی ایران ، به جهت این اتفاق ، چاپ شده است . محمد مهدی کارگر [
برای مقابله با هویت دزدی در اینترنت چه باید کرد ؟ جدیدترین قربانی هویت دزدی در ایران ، یکی از فعالین حقوق زنان است . ظاهرا یک خرابکار ، آدرسی شبیه به ادرس او در یاهو ! ساخته و با آن به دیگران نامه می داده و سوال می کرده . آنها هم معصومانه به او جواب می دادند . بدون این که به نوع نوشتن متفاوت وی و آدرسی که email را از آن می گیرند ، دقت کنند . این نوع هویت دزدی ، که قصد کلاهبرداری مالی ندارد ، شاید بدترین نوع هویت دزدیباشد . چرا که سعی می کند آبرو و اعتبار یک نفر را در بین دوستان و آشنایانش که به او اعتماد دارند ، از بین ببرد ، نه این که بخواهد در افکار عمومی آن را بدنام کند . از وقتی وبلاگها در ایران رایج شده است ، هویت دزدی هم بسیار راحت تر می تواند انجام شود . به این شکل که هر کسی می تواند به اسم فرد دیگری ، بدون این که روح او هم خبر داشته باشد ، وبلاگی درست کند و شبیه به او بنویسد و کم کم خودش را به جای فرد اصلی جا بزند ، با خوانندگانش ، مبادله ی ایمیل کند و شبیه آن .
چیز دیگری که شایع است این است که خراب کارها ( که واقعا هم لازم نیست برای چنین کار ساده ای تخصص های خراب کارانه داشته باشند ) ، در جاهای گوناگون به نام افراد دیگر ، نظر می دهند .
برای هر سه نوع این هویت دزدی ، راههایی هست ، ولی هیچ کدام ، به طور مطلق نمی تواند ، مشکل را حل کند . در نتیجه موثرترین روش برای مقابله با آن ، این است که کاربران عمومی اینترنت را از این ماجرا ، آگاه کرد و به آنها توجه داد که همیشه به آدرس ایمیلی که به آن جواب می دهند ، به لحن و سبک نوشتاری فرد اصلی و فرد قلابی و به نشانه های دیگر دقت کنند تا قربانی این جور دزدی های جدید نشوند .
مثلا اگر ایمیلی از طرف یک فرد شناخته شده می گیرید ، آدرس ایمیل را اول دقت کنید . آیا چیز غیر طبیعی در آن نمی بینید ؟ ایا محتوای نامه و زمان و شکل فرستاده شدن آن برایتان عجیب نیست ؟ اگر شک دارید ، بهترین راه آناست که به شکل دیگری و یا با آدرس دیگری که از فرد اصلی دارید ، با او تماس بگیرید و مطمئن شوید که نامه از طرف اوست .
همین طور اگر وبلاگی را به ] نام [ فرد شناخته شده ای دیدید ، کمی درباره ی آن پرس و جو کنید . و اگر به فرد اصلی دسترسی دارید ، حتما به او این مسئله را خبر دهید و گرنه به مسوولان سرویس دهنده خبر دهید و شک تان را به انها منتقل کنید .
اما در باره ی نظرهای پایین مطالب در وبلاگها بهترین راه آن است که افراد شناخته شده ، در هیچ جایی به اسم خودشان نظر نگذارند و این را هم به طور مرتب اعلام کنند . وظیفه ی صاحبان وبلاگهایی که نظرها را گرفته اند ، نیز آن است که بعد از اطمینان از هویت دزدی ، نظرهای قلابی را پاک کنند و درباره ی آن برای خوانندگانشان توضیح بدهند .
متاسفانه ، روشهای فنی برای جلوگیری ازهویت دزدی ، ( مانند رمز گذاری ، امضای دیجیتال ) به دلیل پیچیده و دشواربودنشان هنوز همه گیر نشده اند . ولی در هر حال فرهنگ سازی ، پیش نیاز هر روش پیشگیرانه ای است .